توجه
از این به بعد دامنه وبلاگ به آدرس زیر تغییر پیدا کرد
http://iranzaminghalbezamin.persianblog.ir
بر روی من کلیک کن
از این به بعد دامنه وبلاگ به آدرس زیر تغییر پیدا کرد
http://iranzaminghalbezamin.persianblog.ir
بر روی من کلیک کن
" به نام خدایی که ایران را آفرید تا زمین خالی نباشد از بهشت "
( در اوستای مقدس می خوانیم : اگر خدای بزرگ سایه هایی از زیبائیهای ایرانزمین را در کشورها و سرزمینهای دیگر نیافریده بود ، تمام مردم جهان به ایران هجوم می آوردند و اینگونه باعث نابودی ایران می گشتند )
تقدیم به اساتید بزرگوار و زحمت کش ایرانزمین : جناب آقایان مرادی غیاث آبادی ؛ علامه اقبال لاهوری ؛ احمد کسروی ؛ علامه علی اکبر خان دهخدا ؛ هاشم رضی ؛ سید محمد علی جمالزاده ... و تمامی " ایران دوستان " جهان
" اثبات ایرانی بودن بزرگترین دانشمند جغرافیدان جهان باستان "
و شرحی درباره یکی دیگر از مهمترین سرزمینهای ایرانی فراموش شده
برای اینکه بتوانیم حقیقت این مطلب بسیار بسیار مهم را به کمال درک نمائیم ، می باید برای پیش زمینه و در ابتدا شرحی از گستره " سرزمینهای وسیع ایرانی " و اقوام بزرگ ایرانی که در غرب و شمال غرب ایرانزمین ، افتخارات بسیاری را برای ایرانزمین و تمدن بشری خلق نموده اند را بازگو نمائیم تا با حال و هوای این قسمت از سرزمینهایمان ( که امروزه هیچ ایرانی از ایرانی بودن آنها خبر ندارد ) آشنا گردیم . بازگو نمائیم قسمتی از عظمت و شکوه سرزمین وسیع ایرانیان را که متاسفانه امروزه تنها قسمت مرکزی آن با نام مقدس " ایران " در جهان شناخته می گردد . ذهن فراموشکار و مغشوش ما در این روزگار خودسوزی ، روزگاری که هر روز آن بدتر از دیروز است ، دلیل گشته است تا ناموس و دارایی ما ، امروزه در زیر چنگال دشمنان قسم خورده مان قرار بگیرد و ما در این بین تنها چیزهایی را ببینیم که تا نوک بینیمان است و بس . در این زمانه بدتر از بد ، دشمنانمان از کوته نظری ما استفاده و عمده سرزمینهای ایرانی را یا اشغال و یا تکیه تکیه ، و خود ما را هم در این بین به بی خبری و کوته بینی و اختلافات داخلی و " خودخواهی " کشانده اند . و اینگونه شد که من در این دوران شوم ، بی خبری و غفلت کوشیدیم تا کاری بر خلاف جریان این سیلاب ویرانگر انجام دهم و در این زمانی که سرزمین و دارایهایمان همچو گوشت قربانی تاراج دست نامردمان می گردد ( مانند ترکان و جشن نوروز ، حضرت مولانا ، فارابی ، ابومسلم خراسانی ... و مانند اعراب و ابن سینا ، خلیج پارس ... ، و یا سرزمینهایمان که همچو کردستان بزرگ و ارمنستان بزرگ و کشمیر و چچن و بخارا ... که بین یک ، دو تا چند دولت تقسیم گشته اند ) از عزیزی به یغما برده شده توسط مغرب زمینیان سخن بگویم و از خون گرم و نجیب ایرانی اش که در رگ هایش جاری می بود . ایشان کسی نیست جز " استرابون " ، مهمترین دانشمند علم جغرافیا و صاحب کتاب بزرگ و هفده جلدی " جغرافیکا " که مهمترین اثر در علم جغرافیاست که از ایران و جهان باستان باقی مانده است .
توجه توجه
صد هزار تن از فرزندان ایران بزرگ ؛ این مادر مقدس در حدود دو هزار و پانصد سال قبل برای گسترش انسانیت ومبارزه با بی داد از مرزهای غربی کشور ( فرات = ایران رود )خارج شده اند و تاکنون اطلاعی از سرنوشت آنها به دست نیامده است ؛ به تمامی کسانی که می توانند اطلاعی از این فرزندان مادر مقدس ، ایران بزرگ ، در اختیار ملت ایران بگذارد ، پاداشی شایگان تعلق خواهد گرفت . در زمان کمبوجیه فرزند بزرگترین پادشاه آریایی ؛ کورش کبیر ، قسمتی از لشگر شاهنشاهی بزرگ در شمال قاره آفریقا که برای مبارزه با خصومت های فراعنه با ایران به مصر رفته بوده است احتمالا در صحرای بزرگ آفریقا ، بزرگترین صحرای جهان ، گرفتار طوفان شن می شوند و زبده ترین فرزندان ایران در خاک غریب فدای ایران و آزادی می گردند . این اطلاعیه یادبودی است از برای یادآوری جانفشانی نیاکانمان که برای آزادی ؛ جان خود را در اوج غربت و در سرزمینی که در قاره دیگر قرار گرفته است از دست داده اند . غربت این فرزندان بزرگ ایرانزمین ، این نیاکان پر افتخارمان از فراموش شدن آنها توسط ماست .
iranzaminghalbezamin.blogfa.com
برای save مطالب مورد نظر خود مطالب مورد نظر خود را انتخاب نموده و از منوی Edit گزینه copy را انتخاب کرده و در برنامه word خود paste کنید .
از سند تا فرات
از سیحون بهشتی تا جاودان خلیج پارس
از قفقاز تا دریای گرم عمان ( مکران )
مادر و سرزمین مقدس و بزرگ ایران است
سرزمینی وسیع با زیبایی های وصف ناپذیر و گوناگونی های بی همتا
خدایا گیاه و حیوان و خزنده و پرنده و ماهی اش را حفظ بفرما
و هر خاری را که در پای ایرانی خواهد رفت را تو در چشم من فرو کن
آمین یا رب العالمین
به نام خدایی که ایران را آفرید تا این دنیا خالی نباشد از دل .
به نام خدایی که بهترین است و ایران را که بهترین است آفرید .
در بررسی سرزمینهای بزرگ ایرانی ،
سرزمینهایی که از سند ( مرز ایرانزمین با هند ) تا فرات ( رود مرزی غرب ایرانزمین که به ایران رود نیز معروف می بوده است ) ، از قفقاز شمالی ( تاج سرزمینهای ایرانی ) و خوارزم ( در شمال ایرانزمین که آنرا آخرین پایگاه تمدن بشری می گفته اند و در شمال آن بیابانگردان و خونریزهای سنگدل ساکن می بوده اند ، بیابانگردانی که قران از آنان با نام یاجوج و ماجوج نام می برد ) تا پارس و تنگه هرمز ( این تنگه در بین ایرانیان آنچنان اهمیتی می داشته است که نام خدای خود را بر روی آن نهادند ) در جنوب وسعت می دارد ،
انسان محقق با چنان عظمت ، شکوه ، لطف بی کران و سرشار پروردگار و شگفتیهای پی در پی رو به رو می گردد ، به گونه ای که همچو انسانی که شراب ناب الهی را نوشیده است ، از حال خود بی خود می گردد و شاد .
در کتاب اسرار آمیز " اهل حق " که از چشم نامحرمان باید به دور باشد و تنها خواص و محرمان اسرار الهی و فاش نشدنی به آن دسترسی دارند ،
درباره آینده ایرانیان و ایرانزمین در صدها سال قبل اینچنین فرموده شده است :
روسها نیمی از ایران را جدا می کنند و ایرانی فراموش می کند که این سرزمین ها برای او بوده است .
این سطور جوابیه ایست به عربی ساکن تهران که نان شب خود را از صدقه سر ایرانیان به دست می آورد و در این سرزمین بزرگ آزادانه به زندگی می پردازد ولی در عین حال از فرومایگی و غفلت ما استفاده می کند و با وقاهت تمام تبلیغ " خلیج عربی " را می نمود ، به گونه ای که حتی از پرخاش و زخم زبان نیز در این کار کم نمی گذاشت ، ( گذشته از اینکه بنده شخصا به حساب اش رسیدم و در مرحله بعد به پخش این جوابیه در محل کار ایشان در چهار راه اسلامبول پرداختم ولی ) از اینکه انسانی چنین بی شرم در سرزمین من زندگی می نماید و از امکانات آن بر علیه خود صاحبانش استفاده می نماید ناراحت نیستم ، از این ناراضی ام و از خود متنفر که چرا آن دوستان و همسایگان ایرانی اش که ادعای روشنفکری و دنیا دیدگی و از همه بدتر ایرانی بودنشان می شود در مقابل چنین دست درازیهایی به سرزمین و ناموس شان حتی کوچکترین عکس العملی نشان نمی دهند و همچو عروسکهای خیمه شب بازی به تماشای سخنان توهین آمیز او می نشستند . تا وقتی که ما بی غیرتیم معلوم است که خلیج پارس را اعراب و مولانا و کردستان را ترکان و قفقاز و خراسان بزرگ را روس ها و کشمیر زیبا را هندی ها و ... به زیر پرچم خود در می آورند . خدا را شکر که کورش مرد و چنین روزهای ننگ آوری را از برای سرزمین و فرزندان خود ندید . عشق به همنوع و هموطن و وطن در این سرزمین جای خود را به سستی و نامیدی و خودخواهی داده است و اینگونه است که دو قرن است که شمال ایرانزمین را دشمنانمان از سرزمینان جدا کرده اند و ما حتی غافل از اینکه آیا این سرزمینها مال بوده است یا نه
زنده باد فردا چون مال ماست
یا رب الشهداء و صدیقین
سمنان ، سرزمین استثنایی ( جزیره ای در خشکیها )
سمنان را که تا چند دهه قبل همچو دوران باستان " کومس " نام می داشت ، از بی نظیرترین ایالت های ایرانی ، و سرزمینهای جهان باید به شمار آورد ، هر چه با این سرزمین اهورایی بیشتر آشنا می شویم ، جذبه و بزرگی اش بر جان و یاد ما بیشتر نفوذ می نماید .
سرزمین کومس ( سمنان امروزین ، قومس اسلامی و کومس باستانیمان ) مشرف به عمده سرزمینهای داخلی ایرانزمین ، محل عبور بزرگترین و مهمترین جاده تمدن بشری ( معروف به جاده ابریشم ) و مرز و حد فاصل سرزمینهای ماد و پارس در مرکز ایرانزمین و خراسان بزرگ و هیرکانی ( گرگان ) در شرق ایرانزمین می باشد .
کومش یا سمنان امروزی را که بر روی نقشه می بینیم ، اینگونه مشاهده می کنیم که با سرزمینهای معظم کاسپین نشین ( مازندران ) در شمال ، ری بزرگ ( تهران امروزین و پایتخت ایران مرکز ) ، قم ، و اصفهان به عنوان جزیی از سرزمینهای ماد بزرگ و باستانی در غرب و جنوب غربی اش ، یزد به عنوان قسمت و ناحیه ای از پارس بزرگ ( یزد ناحیه کویری ایالت پارس باستانی به شمار می آمده است ) در جنوب ، خراسان بزرگ در شرق و هیرکانی زیبا و باستانی ( گرگان و جرجان اسلامی و گلستان امروزی ) در شمال شرق دارای مرز مشترک می باشد ، می توان به حتم گفت که چنین سرزمین و محدوده ای در ایرانزمین و جهان یافت نمی شود که دارای مرز مشترک با این همه سرزمین بزرگ و تمدن ساز مهم در سطح جهان باشد .
مازندران ؛ سرزمین همیشه بهار ، خواستگاه دماوند بزرگ ، با مردمانی شهیر در دلیری همچو دیو
اولین نکته ای که می باید به آن توجه کنیم این است که به دلیل شباهت سرزمین ها و ساکنین گیلان و مازندران عمده نویسندگان و محققین قدیمی گیلان و مازندران را یک سرزمین به حساب آورده اند ، همانگونه که در عصر باستان و دوران شاهنشاهی داریوش بزرگ هم این دو سرزمین زیبا جزء یک ایالت بزرگتر به نام کاسپین محسوب می شده اند ( به تبعیت از شباهت سرزمینهای گیلان و مازندران به یک دیگر ساکنین این دو سرزمین ایرانی یعنی گیل ها و مازن ها هم که از یک ریشه و از یک تبار می باشند ، شبیه به یکدیگر و در بسیاری از موارد غیر قابل تشیخیص از هم باشند ) .
به نام رب العالمین
گیلانزمین ؛ دژ سبز ایرانزمین
( این نوشتار که در جلوی چشمان شما قرار دارد ، بخشی از کتابی در حال تهیه می باشد در رابطه با سرزمین های مقدس و اهورایی ایرانزمین ، که درحد فاصل رود بزرگ مرزی سند در شرق فلات ایرانیان تا رود بهشتی فرات در غرب عراق _ عراق را اجداد باستانی مان دل ایرانزمین می دانستند _ قرار دارند ؛ به امید روزی بزرگ که تمام این سرزمین های اهورایی و ساکنین نجیب اش – همچو دوران شاهنشاهی در عصر باستان - متحد و یکپارچه با شادی تمام در کنار یکدیگر زندگی نمایند ، به امید روزی که توانسته ایم دست تجاوزگران را به این سرزمین بزرگ قطع ، و در این سرزمین بهشت آسا و مادریمان با آزادی و افتخار زندگی کنیم.)
خوارزم
شمالی ترین سرزمین ایرانی
شمالی ترین سرزمین متمدن جهان
* "خوارزم " گوشه ای از سرزمینهای ایرانی از دست و ذهن رفته
برای شناخت عظمت پرشکوه ایرانزمین ( = ایران بزرگ ) و تمام سرزمینهای از یاد رفته ایرانی در این زمانه ، متاسفانه ، زمانه ای که ایرانیان به اوج از هم گسستگی و غفلت برده شده اند ، غفلتی که از دوران عصر یخبندان تاکنون ، نظیری از برای آن در این سرزمین مقدس ، در ایران کبیر ، و تاریخ پر شکوهش نمی توان یافت ، به خوارزم در شمالی ترین قسمت از سرزمینهای ایرانی می رویم که شمالی ترین سرزمین متمدن جهان نیز محسوب می گردیده است .